تبليغاتX
LoVeS
 نمی دونم
کم اوردم دیگه

 

مثله سگ پشیمونم که چرا اذیتش کردم  ولی قصدی نداشتم ولی به منم حق بدید اینم جواب من نیست

من فقط سهیلا را می خوام اینو به کی بگم ای خدا دوسش دارم

|+| نوشته شده توسط aLi در پنجشنبه 19 مهر1386  |
 بد کردمو بد اوردم
سلام به همه

ببخشید یه  مدت up نکردم شاید دیگه هم نکنم

از دوستانی که تو این مدت همکاری کردن تشکر می کنم

بعضی ها ناراحت بودن که چرا لینک نشودنو ... هر کی می خواد وبلاگ خودشو تو این 4 تا سایتی که دارم تبلیغ کنم به آیدیم pm بده ==> alipqws@yahoo.com

www.shey2on.com

www.svorojak.com

www.jingily.com

www.bigharary.com

البته داره desgin جدید میشه هنوز کامل نیست خواهشن زود تر آخه شاید دیگه نت نیام چون چیزی دیگه برام مهم نیست .

این بیشترین کاری بود که می تونستم بکنم که نگن یارو بی معرفت بود

بازی روزگار بعضی وقتا خیلی سخته تحملش

عشق= احساس غریبی داره

با خاطراته عشقم برا همیشه  زندگی می کنم

بای

|+| نوشته شده توسط aLi در شنبه 14 مهر1386  |
 آشتی
سلام

 

آشتی

آشتی آشتی آشتی نگو دوسم نداشتی                                                 

فدات بشم عزیزم

الان وقت ندارم دوباره می یام یه آپه حسابی می کنم                        

باورم نمی شه                       

بای                           

 

|+| نوشته شده توسط aLi در جمعه 21 اردیبهشت1386  |
 بای
 

سلام به همه دوستایه خوبم

هر اومدنی یه رفتنی داره

این چیزا رو که الان می نویسم فقط دارم گریه می کنم

من این وب لاگو برای یه نفر که خیلی دوسش داشتم درست کردم  اون زندگیه من بود  اون رفت یعنی زندگیم  رفت من تا الان از دیشب تا حالا چه جوری گذشت نمی دونم و بقیه روزاش می خواد چه جوری بگذره نمی دونم !

از این کارش خوشحال شد یا خیالش راحت شد یا دلش خنک شد چه می دونم ولی من یه ذره دلم خوشه چون اون خوشحاله دوست دارم خوش بخت شه قسمت من که نبود . فکرشم نمی کردم که یه روز بره بعد ۵ سال فکر نمی کردم هیچ کسی بتونه ما رو جدا کنه چون ما عاشق هم بودیم یه عشقه پاک و صادق یه عشقی که از بچگی شروع شد !

دل شکستن تازه فهمیدم یعنی چی ؟  

مثله میخ می مونه که بکونی تو دیوار بعد در بیاری درسته در اوردی ولی جاش همیشه می مونه .

درسته اونم خیلی اذیت شد مثله الان من !

ولی می تونست ببخشه و می تونه

دیگه شاید نباشم شاید خود کشی یا بسوزمو بسازم  شاید دیگه نباشم

داغه یه عشق به دلم موند

سرتونو درد نیارم  ممنون از همه دوستایه که نظر دادن شاید دوباره بیام شاید چند ثانیه دیگه شاید هیچ وقت  سایتم ببندم بهتره بهش می گفتم شیطون  www.shey2on.com برا همین اینم گذاشتم شیطون ! اگه زنده بودم بهتون سر میزنم

این پایینم آیدا نوشته !

خوش باشید 

 

دیگه هیچی برام مهم نیست جز اینکه اون یه روز برگرده که من منتظرشم

End

 

 

سلام !

نمیدونم واسه ی شما چطور بود این آشنایی کوتاه !!

ولی من که خیلی خوشحال شدم  

شرمنده ی همتون  سلاممون زیاد طول نکشید زود وقت خداحافظی رسید !!

راستش من دیگه دلیلی نمی بینم  که آپ کنم چون دیگه دلیلی بین من و صاحب اینجا نیست

و کارای ایشون به من ربطی نداره !

به هر حال خوشحال شدم امیدوارام روزای خوبی داشته باشین و البته آرزوهاتونم بر آورده شه

آیدا

....................

دلم به هیچی خوش نیست هیچی واسم مهم نیست

یا حق

|+| نوشته شده توسط aLi در چهارشنبه 22 فروردین1386  |
 من یا علی ؟ ما .......
HAPPY NEW YEAR

 

اول سلام به همه

سال  نوی همممممممممممهههههههههه مبارک

خو راستش من علی نیستم  میدونید که تنبل دیگه چه کارش کنم ؟

وبلاگشم  من باید آپ کنم  آقا خودش میره سایتش وبلاگو میده دست ما

>>>>>>>>>>>>>اینم سایتش <<<<<<<<<

چی میگفتم   آهان من آیدا هستم  امیدوارام سال خوبی باشه واس همتون

همراه با سلامتی  واسه شما و هرکی که دوسش دارین

بابت دیر کردن علی واس تبریک سال جدیدم من از طرفش معذرت خواهی میکنم شرمنده

اخه آقا مسافرت بوده واسه من  از روز ۲ تا خوده ۱۳ به در  

راستی ۱۳ به در خوش گذشت  ؟

اهاااا اینو میخواستم بگم  این مطلب قبلم من گذاشتم  

تصویرش رکیکه ؟

اکثر چیزای که من مینویسم منظور دارم

شعر پایینم شرح حال خودمه البته در گذشته

ولی چشم سعی میکنم آپ بعدی عکس بهتری انتخاب کنم

از همه به خاطره سر زدن . نظر دادن  و از همه مهم تر به یاد ما بودن  ممنونم

علی و البت من همیشه به یادتون هستیم

اگه اجازه بدین از این به بعد منم بهتون سر میزنم

                            ~*~*~ امیدوارم آرزوهاتون برآورده شه ~*~*~*~*~

                                                              

سال نو مبارک سال خوبی باشه

همراه با سلامتی

فدای همه !

خوش باشین

یا حق

 

|+| نوشته شده توسط aLi در جمعه 17 فروردین1386  |
 صداي يه قلبِ خسته

نمِ بارون.....پشتِ شيشه ي غبار گرفته ي اتاق!

سيلِ اشكي ..... تو چشاي زل زده به بارونِ تو خيابون!

صداي يه قلبِ خسته ..... كه معلوم نيست به چه جون كندني داره مي طپه !

و يه قلم تو دستاي سردم......

كه برگه ها رو پشتِ سرِ هم سياه مي كنه!

بارون بند اومده اما شعراي من هنوز نه!!!

غبارِ شيشه ها پاك شده اما قلبِ من هنوز نه!!!

خورشيد انگار ديگه خيلي وقته طلوع كرده.....

شاديِ من هنوز نه!!!

ابرا خيلي وقته از آسمون رفتن و بارون فراموش شده......

بغضِ سنگينِ من هنوز نه!!!

هواي سردِ اتاق خيلي وقته گرم شده.... اما،

دستاي سردِ من هنوز نه!!!

شعر به آخر رسيده.

از عشق گفتم،از نفرت هم گفتم، از خيانت...از دروغ.....از هر چي.....

..........جـــــــــــــز

|+| نوشته شده توسط aLi در سه شنبه 15 اسفند1385  |
 من !
سلامممم به همه دوستام 

من اومدم بعد از یک ماه

راستی ۲۰/۱۱/۱۳۶۹

۲۰ بهمن   تولد من بود می خواستم آپ کنم ولی یادم رفت

خوب الانم بگید تولدت مبارک قبوله

من برم  دیگه

رفتم . . .  

بای 

|+| نوشته شده توسط aLi در چهارشنبه 2 اسفند1385  |
 نا امید ؟! !

هميشه وقتی تنها و نا اميد و ملول
تنت و روانت از دست اين و آن خسته است .........
هميشه وقتی رخسار اين جهان تاريک است ..........
هميشه وقتی درهای آسمان بسته است .........

*****

گوشه گرمی به نام دل با تو هست که صادقانه تراست
از هر که با تو پيوسته
به دل پناه ببر که آخرين پناه توست
به دل پناه ببر که تو را چنان که تمنای توست دوست می دارد
تا خدا هست كه هميشه هست

*****

دل بدست غم و نااميدي مسپار.
تا خدا هست و نمرده است كه هرگز نمی ميرد
در هيچ شرايطي خود را بيچاره مشمار.
اي آنكه گشاينده هر بنده تويي
اين عزت من بس كه خداوند تويی
همیشه وقتی من رو یادت رفت این جمله را با خودت تکرار کن:
کسی که باهاش می خندی از یادت میره
اما کسی که براش گریه میکنی
محاله از یادت بره !

|+| نوشته شده توسط aLi در چهارشنبه 2 اسفند1385
 
سلام به همه دوسسسسسسسسسسسسسستام

از همه کسایی که نظر میدن  خیلی ممنونم

می خواستم  اول  تسلیت بگم به همه عاشقان و دوستداران حسین

من همیشه تو این محرم دلم می گیره  انگار دنباله یه نفرم ولی پیداش نمی کنم . . .  چرا ! ! !

 و من تا آخر محرم  آپ نمی کنم   ولی بهتون سر می زنم .

خوش باشید 

 

|+| نوشته شده توسط aLi در چهارشنبه 4 بهمن1385  |
 

در بی پاسخ ویرانه هر خاطره را کز تو در آن یادگاری به نشان داشته ام کوفته ام ...

هیچ در باز نشد ، تا خطوط گم و رویائی رخسار تو را باز یابم من ، یک بار دگر.....

لیک از این فاجعه ناباور....

من دگر بار...

با همه چشم تو را می جویم...

با همه شوق تو را می خواهم....

زیر لب باز تو را می خوانم....

دائم آهسته به نام ....

....

 

عزیزم چقدر سخته که به رفتن و نبودنت عادت کنم...

جای لبخند مهربونت هميشه خالی...

 

حقیقتش من یه چیز بزرگی رو تو زندگی از دست دادم...البته قبل تر هم یه همچین اتفاقی افتاده بود منتها خوب این یکی دیگه خیلی سخت بود..

|+| نوشته شده توسط aLi در سه شنبه 26 دی1385  |
 
 
بالا